میراث؛ پرتره‌ای  از حماسه بزرگ کربلاست
میراث؛ پرتره‌ای  از حماسه بزرگ کربلاست

الهام بهروزی: رسالت هنر همیشه انعکاس زیبایی‌ها نیست؛ بلکه گاهی در گستره وسیع خود بایستی میراث کهن و ارزشمند یک سرزمین و رنج‌هایی که بر آن رفته است به تصویر بکشد. بدیهی است سینما، فیلم کوتاه و نماهنگ گونه‌های هنری هستند

الهام بهروزی

رسالت هنر همیشه انعکاس زیبایی‌ها نیست؛ بلکه گاهی در گستره
وسیع خود بایستی میراث کهن و ارزشمند یک سرزمین و رنج‌هایی که بر آن رفته است به
تصویر بکشد. بدیهی است سینما، فیلم کوتاه و نماهنگ گونه‌های هنری هستند که در نمایش
داشته‌های فرهنگی و تاریخی و همچنین انعکاس ابعاد زیباشناختانه آیین و رسوم کهن
ایرانی- اسلامی بسیار مستعد هستند. به عبارت
بهتر، دریچه دوربین و نگاه متمایز یک کارگردان می‌تواند تصویر منحصربه‌فردی
از یک موتیف یا سوژه آیینی، حماسی یا تاریخی ارائه کند که برای مخاطب تازگی داشته
باشد.

خوشبختانه استان بوشهر در خود هنرمندان و فیلمسازانی را جای
داده که بر اساس دانش، تخصص و تجربه به تولید محتوا در عرصه‌های مختلف مشغول به
فعالیت هستند. پیران کبگانیان، بازیگر، کارگردان سینما و مستندساز یکی از همین هنرمندان است که در سال‌های جاری
با پرداختن به هنر بومی و ملی و همچنین ساخت نماهنگ‌های حماسی، تاریخی نقش موثری
را در نمایش جایگاه مردمان این خطه در استعمارستیزی، دفاع از آب و خاک و شناسایی
اسطوره‌های مقاومت در هشت سال دفاع مقدس ایفا کرده است. از این هنرمند به تازگی
آثاری در قالب نماهنگ با موضوع عاشورا و مدافعان حرم منتشر شده که در نوع خود قابل
تامل هستند. به همین بهانه گفت‌وگویی را با کبگانیان انجام دادیم که در ادامه از
نظر شما می‌گذرد.

کمی از زیست هنری خود بگویید و در ادامه برای
مخاطبان ما بگویید که چطور شد به سینما و مستندسازی روی آوردید؟

من از سال ۸۰ یا ۸۱ بود که به‌عنوان نوازنده به عضویت یک
گروه موسیقی درآمدم که عمده اجراهای آن‌ها در مدارس آن هم در مناسبت‌های مختلف
بود. دو سه سالی در این گروه فعالیت کردم تا اینکه در سال ۸۴ از طریق سیاوش پولادی
پایم به تئاتر باز شد و در ادامه به‌عنوان بازیگر در کاری از رامتین بالف،
کارگردان نام‌آشنای تئاتر بوشهر بازی کردم و بعد از آن در چندین کار دیگر از این
هنرمند حضور داشتم و به جشنواره‌های مختلف تئاتری هم رفتیم. افزون بر این، در یکی
از تئاترهای او که در سالن سایه تهران به اجرای عموم رفت، به ایفای نقش پرداختم که
با استقبال خوبی هم مواجه شد.

شاید موسیقی نقطه آغاز من در هنر بود؛ اما من با تئاتر خودم
را شناختم؛ چون با هر نقشی که بازی کردم، دوباره متولد شدم و خودم و توانمندی‌ها و
استعدادهایم را هر بار بیشتر از قبل کشف می‌کردم. تقریبا در تئاتر به‌عنوان یک
بازیگر جا افتاده بودم تا اینکه در سال ۸۹
در رشته سینما وارد دانشگاه شدم. ورودم به دانشگاه باعث آشنایی‌ام با حسین روشنکار
و مهتاب ابراهیم‌زاده، زوج هنرمند و سینماگر هم‌استانی شد که دروس تخصصی سینما را
در دانشگاه تدریس می‌کردند.

این آشنایی موجب شد که خودم را در سینما و فیلمسازی بیشتر
کشف کنم و با جرات و دانش و تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کرده بودم، به‌صورت جدی
به این عرصه ورود کنم. البته پیش از آن در سال ۸۴ در تولید «رودخانه لیان» با
رامتین بالف همکاری کرده بودم و در زمینه فیلمسازی بی‌تجربه نبودم ولی آن زمان تئاتر
اولویت من بود.

باید اشاره کنم که در کنار مستندسازی و تولید فیلم کوتاه، همچنان
بازی در تئاتر و سینما را دوست دارم و ادامه می‌دهم تا جایی که در یک فیلم کوتاه
به نام «همائیتا» به کارگردانی فریبا نجفی با تصویربرداری محمد سجادی که از
تصویربرداران خوب کشورمان است، به ایفای نقش پرداختم که این اثر در بسیار از
جشنواره‌های بین‌المللی به نمایش درآمد. همچنین برای بازی در فیلم «محمد رسول‌الله»
هم انتخاب شدم که بنا به دلایلی نتوانستم در این فیلم حضور بیابم. در سال ۹۹ هم
برای بازی در فیلم سلمان فارسی انتخاب شدم، تست هم دادم، آموزش اسب‌سواری هم دیدم
اما به دلیل کرونا بازی در فیلم را نپذیرفتم.

با این اوصاف، شما در کنار بازیگری، بخشی از
تمرکز خود را روی ساخت مستند گذاشتید، آیا
اولین مستندی که ساختید، موفق از آب درآمد و توانست رضایت شما را جذب کند؟

نه؛ چون اولین مستند من یک کار سفارشی و با زمان طولانی
بود، با شکست مواجه شد و اصلا به دل خودم ننشست و هرگز هم این کار را جایی منتشر
نکردم. این مستند «زیارتی‌ها» نام داشت و عزاداری زیارتی‌ها را در محله جفره به
تصویر می‌کشید که در ۶۰ دقیقه تولید شده بود اما اصلا خروجی کار آن چیزی نشده بود
که می‌خواستم ولی همین تجربه آغازگر موفقیتم در تولید کارهای بعدی شد. چون متوجه
شدم که در مستندسازی باید دانش در کنار تجربه قرار بگیرد تا بتوانم راهم را پیش
ببرم.

چطور شد که این شکست شما را مایوس نکرد و خیلی
سریع خود را پیدا کردید؟

بعد از این تجربه ناموفق، سعی کردم کارهای کوتاه‌تر و البته
بیشتر در حوزه موسیقی را امتحان کنم و در این زمینه با کاوه زارعی همکاری کردم. دو
سه موزیک ویدئو برای محسن شریفیان، لیانا شریفیان و جام جهانی را برای احسان عبدی‌پور
ساختم که بخشی از آن در برنامه خنداونه پخش شد. در این زمان چند کار حماسی، تاریخی
و آیینی هم ساختم که یکی از آن‌ها «کهکشان عشق» نام داشت که به معرفی مصطفی گراشی
و مجالس نوحه‌خوانی پرداخته است. دیگری نماهنگی به نام «رزم‌خاتون» است که به
سفارش اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس تولید و در جشنواره هنر انقلاب
و فانوس هم برگزیده شد.

غیر از این کارها چند موزیک ویدئو برای سحاب علم، نوزانده
علی زندوکیلی ساختم و همچنین کارگردانی دو قطعه موسیقایی علی قمصری نوازنده تار
ایرانی را در بوشهر برعهده داشتم که با بازخوردهای خیلی خوبی هم مواجه شدند.

«رزم‌خاتون» یک کارهای سفارشی بود که شما انجام
دادید، این نماهنگ چه موضوعی را به تصویر کشیده است؟

این نماهنگ یک کار نمایشی- موسیقایی با رویکردی تاریخی و
حماسی است که در سال ۱۴۰۰ تولید شد. در آن سه نسل از زنان استان به تصویر کشیده
شده‌اند؛ زنان لرده، زنان در دوران دفاع مقدس و مدافعان سلامت. در حقیقت در این
اثر، نقش زنان جنوبی در استعمارستیزی، دفاع از خاک ایران و نجات جان هموطنان خود
در بحران کرونا به نمایش گذاشته شده است. بخشی از پلان‌های این کار در چغادک و
دلوار به تصویر کشیده شده است. در این کار
اجرای موسیقی برعهده ساسان نوذری بود و هنرمندان چون فاطمه چمی، آزاده میگلی، قاسم
رشیدی، سیدمحمد موسوی و… به ایفای نقش پرداختند.

شما ظاهرا در تولید نماهنگ و مستندهای کوتاه به
موضوعات ارزشی و تاریخی گرایش بیشتری دارید، نظر خودتان در این باره چیست؟

نه این‌طور نیست، چون در مستندسازی و همین‌طور ساخت نماهنگ
دنبال تجربه‌اندوزی و تولید آثار باکیفیت و پرمحتوا هستم. به عبارت بهتر، دائم
دارم تجربه کسب می‌کنم و در عرصه فیلمسازی پله‌پله پیش می‌روم و به موضوعات مختلفی
توجه دارم؛ از محیط زیست گرفته تا زنان، کودکان، هنر و موسیقی بومی و ملی، تاریخ و
حماسه و اسطوره‌. هر کدام از این موضوعات هم برای من حساسیت خاص خودشان را دارند.

«میراث» تازه‌ترین نماهنگی است که با موضوع
عاشورا تولید کردید، شما در این اثر نمایه‌هایی از آیین‌های عزاداری بوشهری را به
نمایش گذاشتید ولی موسیقی انتخابی آن ملی است، چگونه به این تناسب رسیدید؟

میراث، کاری آیینی است که همزمان با محرم ۱۴۰۱ به سفارش
اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر با صدای عباس محمدی‌باغ‌ملایی و پسرش
شایان محمدی‌ باغ‌ملایی و هنرنمایی احمد قربانی، فاطمه چمی و… تولید شد. این اثر
همان‌طور که اشاره کردید واقعه عاشورا را به تصویر می‌کشد و موسیقی آن بومی نبود
ولی در پس‌زمینه کار آیین‌های عزاداری و رسوم ماه محرمی مردم بوشهر به نمایش
گذاشته شد. این کار پس از انتشار در اینستاگرام با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه
شد تا جایی که در همان دو سه روز نخست، بیش از ۳۴ هزار بار دیده شد. در این نماهنگ
سالور صفوی، دوست هنرمندم به‌عنوان دستیار کارگردان و مدیر تولید مرا همراهی کرد و
شهرزاد صفایی منشی صحنه و مریم حسن‌نژاد هم تهیه‌کننده کار بودند.

من در این کار از جلوه‌های ویژه استفاده نکردم چون فضای
نمایشی و آیینی ما این پتانسل را دارد که با تصویرسازی واقعی بتوانیم حماسه
تراژدیک عاشورا برای مردم مجسم کنیم؛ زبرا آن‌ها با تصاویر واقعی بهتر با صحنه‌های
تاثیربرانگیز کربلا ارتباط برقرار می‌کنند.

آیا غیر از «میراث» کار شاخص دیگری هم در حوزه
مفاهیم ارزشی در یکی دو سال اخیر تولید کرده‌اید؟

بله؛ یک کار حماسی و ارزشی به نام «حرم‌داران نور» به سفارش
اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سال گذشته تولید کردم که در این اثر،
نقش مدافعان حرم در مقابله با نیروهای تکفیری داعش به نمایش گذاشته شده است. البته
این کار یک خط داستانی دارد که سرگذشت یک دانشجو و استاد دانشگاه پیام نور و
حضورشان را در جبهه‌های برون‌مرزی و مقابله با داعش را روایت می‌کند. از همین رو،
تقدیم به شهدای دانشگاه پیام نور شده است. این اثر در واقع پرتره‌ای از تاثیر
جامعه دانشگاهی ایران را در حفظ گفتمان و ایدئولوژی نظام به تصویر کشیده است. در
این کار، باز هم سالور صفوی (دستیار کارگردان و نورپرداز) و شهرزاد صفایی (مدیر
تولید و مدیر صحنه)، زوج هنرمند بوشهری با من همکاری داشتند. همچنین مریم بهرامی
هم به‌عنوان عکاس در این دو پروژه (میراث و حرم‌داران نور) حضور داشت.

الان چطور؟ کاری در دست تولید یا آماده پخش
دارید؟

هم‌اینک در حوزه تولید یک کار حماسی با نام «حماسه دریا» را
به سفارش مرزبانی استان بوشهر در دست دارم که این کار نقش مهم مرزبانی را در تامین
امنیت مردم در مناطق مرزی، کمک به معیشت آن‌ها و مقابله با قاچاق به نمایش می‌گذارد.
البته فیلمبرداری این کار هم در دریا و هم در خشکی صورت گرفته که همین مساله موجب
شد مراحل فیلمبرداری اثر کند پیش برود. فیلمبردار این نماهنگ آقای افشین آبیار و دستیار
من در این کار نیز سالور صفوی است و شهرزاد صفایی هم به‌عنوان منشی صحنه حضور
دارد.

علاوه بر این، در کار دیگری که مستندی با عنوان «میگو» به
کارگردانی سالور صفوی است به‌عنوان دستیار کارگردان حضور دارم. ساخت این مستند دو
سال طول کشیده ولی اثری جامع در زمینه تولید و عرضه میگوی پرورشی در استان است که
داده‌های خوبی را به مخاطب انتقال می‌دهد.

آیا در تولید این آثار فاخر و ارزشی مشاوری هم
داشتید؟

بله، چون سخت به همفکری در هنر اعتقاد دارم و بر این باورم
که همیشه چند نظر بهتر از یک نظر است. از این‌رو، در بیشتر کارهایم از سه نفر
مشاوره می‌گیرم؛ چون نظر صائبی دارند که شامل حمید جمالی (مستندساز و فیلمساز)،
سالور صفوی (کارگردان و مستندساز) و شهرزاد صفایی (طراح صحنه) می‌شوند.

در تولید کارهای مستند و هنری، انجمن سینما
جوانان استان بوشهر به‌ویژه در دوره مدیریت جدید چقدر از شما هنرمندان حمایت می‌کند؟

ببینید انجمن سینما جوانان بیشتر مکانی برای آموزش است اما
خوشبختانه در این دوره هم شاهد مدیریت جوانی از بدنه هنر هستیم. آقای قائد که خود
از مستندسازان هم‌استانی است، قطعا این هنر و هنرمندان این عرصه را به خوبی می‌شناسد
و با برگزاری کارگاه‌های تخصصی سعی کرده ابتدا دانش فیلمسازان بوشهری را ارتقا
بدهد و در این راستا یک کارگاه تخصصی در حوزه آموزش منشی صحنه با تدریس صفورا
برسان برگزار کرده که این کارگاه تاکنون در استان ما برگزار نشده بود. همچنین
کارگاه دیگری با عنوان «از ایده تا فیلمنامه‌نویسی» با تدریس داریوش غریب‌زاده،
فیلمساز مطرح هم‌استانی برگزار شد که در این کارگاه هم مطالب مفیدی در حوزه
فیلمنامه‌نویسی ارائه شد. در کل به مدیریت قائد در انجمن خوش‌بین هستم و باید به
جوانان بیشتر از این در مدیریت انجمن‌های فرهنگی هنری میدان داده شود.

عملکرد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر
را در دولت سیزدهم تا این لحظه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آقای افروغ با دو کار، یکی پس گرفتن خانه واقعی هنرمندان
بوشهر، یعنی مجتمع فرهنگی هنری بوشهر از دست یک فرد سودجو و بیگانه با هنر و
بازگردان آن به جامعه هنری و دیگری با جوان‌گرایی در انجمن‌ها و اعتماد به این
نیروها در معاونت‌های این اداره‌کل نشان داده که دغدغه فرهنگ و هنر دارد و به‌دنبال
این است که با استفاده از بدنه هنر و فرهنگ استان و افراد مرتبط؛ زخم‌های ناسور
این جامعه را درمان کند، هرچند کار دشواری است اما تا این‌جا مدیریت او در ارشاد
رضایت‌بخش بوده و فقط تنها خلائی که در مدیریت آقای افروغ دیده می‌شود، برگزاری یک
نشست آسیب‌شناسانه با جامعه هنری است تا در آن مسائل و مشکلات و پیشنهادات این
جامعه را از نزدیک و بدون واسطه بشنود که امیدوارم این مهم هم در اولویت برنامه‌هایش
قرار بگیرد.